مارا ز خیال تو چه پروای شراب است!
لحظه ای برگرد ، مراببین
شایدآن شاهزاده ی افق های دور
من باشم!
+
نوشته شده در شنبه بیست و پنجم خرداد ۱۳۸۷ ساعت 23:1 توسط فرزانه |
ندانستم که
مرغ آمین به راه بود
وقتی بی منظور زمزمه کردم :
رقص میان آتشم آرزوست ...
خانه
آرشیو وبلاگ
عناوین نوشته ها
نوشتههای پیشین
شهریور ۱۳۹۰
مرداد ۱۳۹۰
تیر ۱۳۹۰
خرداد ۱۳۹۰
فروردین ۱۳۹۰
اسفند ۱۳۸۹
بهمن ۱۳۸۹
دی ۱۳۸۹
آذر ۱۳۸۹
آبان ۱۳۸۹
مهر ۱۳۸۹
شهریور ۱۳۸۹
مرداد ۱۳۸۹
تیر ۱۳۸۹
خرداد ۱۳۸۹
دی ۱۳۸۸
آذر ۱۳۸۸
تیر ۱۳۸۷
خرداد ۱۳۸۷
اردیبهشت ۱۳۸۷
فروردین ۱۳۸۷
بهمن ۱۳۸۶
پیوندها
suskun
روزهای زندگی
مرا آفرید آنکه دوستم داشت
گونش سوی
قهوه ناب
تلخ وشیرین ما(سحر)
بزرگ مرد کوچک
BLOGFA.COM